کاش ، لرزش دل ودستم نبود، كاش در آستانه اولين ديدار، زندگي را در تاب وتب تو زمين مي گذاشتم
فراموشت کرده بودم! كاش ، و، اي كاش
كاش ، هرگز نديده بودمت ، واي كاش زيباترين كلمات را در وصف تو هرگز برايت نگفته بودم
كاش، در اتاقي محبوس ، قلبم را پنهان مي كردم ، درهزار توي بسته غم انگيزروزهاي هزار ساله زندگيم
كاش، در تابش هميشگي آفتاب داغ سوخته بودم
كاش، در زير بارش تند باران وهمناك مرده بودم
كاش ،هرگز از تو صدايي بر نمي خاست ، تا چون گلي روييده ، رد تورا بگيرم
كاش، دوستت دارم را ،چون پرنده اي پركشيده ، براي هميشه، زاري كنان در برهوت سرزميني غريب رها مي كردم
! به هر حال دوستت دارم چه كنم