آه در آینه...
شعری که امروز براتون میزارم از شاعر مورد علاقم ابوالفضل فاضل نظری
امیدوارم که ازش لذت ببرید و معنیشو کامل درک کنید
آه در آینه...
گر چــه چشمان تو جـز در پی زیبــایی نیست
دل بکن آینــه اینقــدر تماشــــایی نیست
ســود در آینـــــه ها خیــره شــدن چیــزی جز
دو بـرابر شــدن غصه تنهـــــایی نیست
بی ســـبب بر لــب ساحل مکش این قایــق را
قایقــت را بشکن روح تو دریایی نیست
آه درآینــــه تــنهـــا کـــدرت خــــواهــــد کرد
آه، دیگردمت ای دوست مسیحایی نیست
مــرگ بـــین مـــن و تو فاصـلــه می انـــدازد
خواستن یکسره از جنس توانــایی نیست
آن که یک عمربه شوق تو دراین کوچه نشست
آه، وقتی که لب پنجـــــره می آیی نیست
|
+|
نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386 توسط سجاد
|
|