مطمئن باش و برو ضربه ات كاري بود و چه ساده... به من و به سادگيم خنديدي به من و به عشق پاكي كه پر از ياد تو بود كه خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود
برو تا راحت تكه تكه هاي دل خود را سر هم بند زنم…توبرو تو نفهميدي احساس مرا چه بگويم به تو اي رفته ز دست؟ شدم از مستي چشمان تو مست شده ام سنگ پرست مرگ بر انكه دلش را به دل سنگ تو بست! تو نفهميدي احساس مرا...
|
+|
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386 توسط سجاد
|
|